واقعیت‌هایی درباره هیتلر!

واقعیت‌هایی درباره هیتلر!


ادامه نوشته

عکس های دیدنی جواهرات تاج و تخت سلاطین ایران

عکس های دیدنی جواهرات تاج و تخت سلاطین ایران


ادامه نوشته

آيا ميدانيد حضرت يوسف (ع) بعد از فوت چگونه دفن شدند؟

درمورد محل دفن حضرت يوسف(ع)شيخ طبرسي(ره)درتفسيرخود نقل كرده
ادامه نوشته

عکس: مردی که شرک را از روی او ساختند

آیا تا حالا به این فکر کرده بودین که خلق این هیبت و قیافه آیا تخیلی بوده یا واقعی؟؟ بد نیست بدانید شخصی با این مشخصات ظاهری وجود داشته و خلق قیافه شرک با الهام از ظاهر این آقا بوده.


ادامه نوشته

خاطره دهقان فداکار از ان شب بارانی

دهقان فداكار گفت: در آن شب باراني كُت خود را درآورده و به زحمت آتش زدم و قطار را نجات دادم، اما كاركنان و پرسنل قطار با تصور ايجاد مزاحمت از سوي من، به شدت مرا كتك زدند
ادامه نوشته

شما یادتان میاد؟

شما یادتون نمیاد، قدیما تلویزیون که کنترل نداشت، یکی مجبور بود پایین تلویزیون بخوابه با پاش کانالها رو عوض کنه

شما یادتون نمیاد، تیتراژ شروع برنامه کودک: اون بچه هه که دستشو میذاشت پشتش و ناراحت بود و هی راه میرفت، یه دفعه پرده کنار میرفت و مینوشت برنامه کودک و نوجوان با آهنگ وگ وگ وَََََگ، وگ وگ وَََََگ، وگ وگ وگ وگ، وگ...

 شما یادتون نمیاد، تو راه مدرسه اگه یه قوطی پیدا میکردیم تا خود مدرسه شوتش میکردیم

شما یادتون نمیاد که کانال های تلویزیون دو تا بیشتر نبود، کانال یک و کانال دو

ادامه نوشته

دوستان ما

تصاویری از اسرار شگفت انگیز و زیبای اعماق دریاها

تصاویری از اسرار شگفت انگیز و زیبای اعماق دریاها
ادامه نوشته

لطفا کمی مکث کنید

-بهترین ها وشماره یک هاانسانهای خوشبختی نیستند؛چون هرلحظه می ترسندکه به شماره ۲بدل شوند

۲-ترس بیشتردرخانه هایی رامی کوبدکه قفل وبندبیشتری دارند

۳-زمانی که زبان ازگردش باز می ایستدباید گوش هاباقدرتی دوچندان به کارافتد

۴-تنهاکسانی به پرواز فکرمی کنندکه اززمینی بودن خود خسته شده اند

۴-آن روز آواززندگی راباگوش جان خواهی شنیدکه انگیزه هایت رابرای حیات بشناسی

دانستنی های جالب و خواندنی

روباه همه چیز را خاکستری می بیند.

ادامه نوشته

نکاتی درباره ی بدن انسان

 

بدن یک انسان بالغ در حدود صد میلیون میلیون سلول دارد.

*در بدن انسان حدود 200 نوع سلول مختلف وجود دارد.

*استفاده از افزودنی ها به غذا چنان مرسوم شده است که هر فردی در طول سال به طور متوسط 5 کیلوگرم از آن ها را مصرف می کند.

*طول لوله ی گوارش انسان حدود هشت متر است.

*طولانی ترین مدت یبوست 102 روز بوده است.

*در هر روز حدود یک لیتر بزاق در دهان ترشح می شود.

*یک شخص در طول زندگی خود به طور متوسط بین 20 تا30 تن غذا می خورد.

*شما در هر روز حدود 20هزار لیتر هوا تنفس می کنید.

*در شش های شما بین 300 تا 750 میلیون کیسه ی هوایی وجود دارد.

*سرعت انتشار ذرات توسط عطسه 160 کیلومتر در ساعت است.

*در هر دقیقه حدود 120 میلیون گلبول قرمز در مغز استخوان ها ساخته می شود.

*طول کلی سرخرگ ها ، سیاهرگ ها و مویرگ ها ی بدن شما به 100 هزار کیلومتر می رسد.

*هر یک از ما به طور متوسط در طول زندگی حدود 20 کیلوگرم سلول های مرده ی پوست را از تن جدا می کنیم.

*اگر همه ی غدد مولد عرق باز و به دنبال هم ردیف می شدند ، طول لوله های آن ها تقریبا به 50 کیلومتر می رسید.

*پوست چهار میلیون گیرنده ی حساس به درد ، دما ، فشار و لمس دارد.

*چشم شما می تواند یک میلیون نوع رنگ مختلف را ببیند.

*در چشم های شما حدود 125 میلیون سلول استوانه ای و 7 میلیون سلول مخروطی وجود دارد.

*ماهیچه های چشم شما روزی 100 هزار بار حرکت می کنند.

*در بخش حلزونی گوش بیش از 20 هزار سلول مژکدار حسی وجود دارد.

*در حدود 13 میلیون سلول عصبی در دستگاه عصبی شما وجود دارد.

*سرعت عبور بعضی از پیام های عصبی حدود 240 کیلومتر در ساعت است.

*25 درصد از اکسیژنی که وارد شش های شما می شود به مصرف مغز می رسد.

*در بدن بیش از 100 مفصل و 650 ماهیچه وجود دارد.

پسر هوشیار

سه پند لقمان به پسرش

روزي لقمان به پسرش گفت امروز به تو 3 پند مي دهم که کامروا شوي.
 اول اينکه سعي کن در زندگي بهترين غذاي جهان را بخوري!
 دوم اينکه در بهترين بستر و رختخواب جهان بخوابي و
سوم اينکه در بهترين کاخها و خانه هاي جهان زندگي کني
پسر لقمان گفت اي پدر ما يک خانواده بسيار فقير هستيم چطور من مي توانم
اين کارها را انجام دهم؟ لقمان جواب داد:
 اگر کمي ديرتر و کمتر غذا بخوري هر غذايي که ميخوري طعم بهترين غذاي جهان را مي دهد .
اگر بيشتر کار کني و کمي ديرتر بخوابي در هر جا که خوابيده اي احساس مي کني
 بهترين خوابگاه جهان است .
و اگر با مردم دوستي کني و در قلب آنها جاي مي گيري و آنوقت بهترين خانه هاي جهان مال توست

* خدا پشت پنجره ایستاده *

علی کوچولو با پدر و مادر و خواهرش سارا برای دیدن پدربزرگ و مادربزرگ رفته بودن به مزرعه. مادربزرگ یه تیرکمون به علی داد تا باهاش بازی کنه. موقع بازی علی کوچولو  به اشتباه یه تیر به سمت اردک خونگی مادربزرگش پرت کرد که به سرش خورد و اونو کشت علی کوچولو خیلی ناراحت و  وحشت زده شد…لاشه رو برداشت و برد پشت هیزمها قایم کرد. وقتی سرشو بلند کرد دید که خواهرش همه چیزو دیده … ولی حرفی نزد. روز بعد مادربزرگ به سارا گفت “توی شستن ظرفها کمکم کن” ولی سارا گفت: ” مامان بزرگ علی کوچولو بهم گفته که میخواد تو کارای آشپزخونه کمک کنه” و زیر لبی به علی کوچولو  گفت: ” اردکه رو یادت میاد؟” … علی کوچولو ظرفا رو شست بعد از ظهر اون روز پدربزرگ گفت که میخواد بچه ها رو ببره ماهیگیری ولی مادربزرگ گفت :” متاسفانه من برای درست کردن شام به کمک سارا احتیاج دارم” سارا لبخندی زد و گفت:”نگران نباشید چونکه علی کوچولو به من گفته اون میخواد کمک کنه” و زیر لبی به علی کوچولو گفت: ” اردکه رو یادت میاد؟”…  اون روز سارا رفت ماهیگیری و علی کوچولو تو درست کردن شام کمک کرد. چند روزی به همین منوال گذشت و علی کوچولو مجبور بود علاوه بر کارای خودش کارای خواهرش رو هم انجام بده. تا اینکه نتونست تحمل کنه و رفت پیش مادربزرگش و همه چیز رو بهش اعتراف کرد. مادربزرگ لبخندی زد و اونو در آغوش گرفت و گفت:” عزیزدلم میدونم چی شده. من اون موقع کنارپنجره بودم و همه چیزو دیدم اما چون خیلی دوستت دارم بخشیدمت. من فقط میخواستم ببینم تا کی میخوای به خواهرت اجازه بدی به خاطر یه اشتباه تو
رو در خدمت خودش بگیره!”
 ********************************
گذشته شما هرچی که باشه، هرکاری که کرده باشید.. هرکاری که شیطان دایم اون رو به رختون میکشه ( دروغ، تقلب، ترس، عادتهای بد، نفرت، عصبانیت، تلخی و…) هرچی که هست… باید بدونید که خدا کنار پنجره ایستاه بوده و همه چیز رو دیده. همه زندگیتون، همه کاراتون رو دیده. اون میخواد که شما بدونید که دوستتون داره واگه توبه کنید  شما رو می بخشه… فقط تا کی می خواهید به شیطان اجازه بدید به خاطر این کارا شما رو در خدمت بگیره! بهترین چیز درباره خدا اینه که هر وقت ازش طلب بخشایش میکنید و توبه می کنید نه تنها می بخشه بلکه سریع می بخشه. همیشه به خاطر داشته باشید:  
        * خدا پشت پنجره ایستاده *



سیب بخورید، بیشتر عمر كنید!

سیب بخورید، بیشتر عمر كنید!

پزشكان در تایید خواص مفید سیب برای سلامتی اعلام كردند كه خوردن این میوه 10 درصد به طول عمر انسان اضافه می‌كند.
تقریبا تمام متخصصان تغذیه بر این باور هستند كه خوردن یك عدد سیب در روز شما را از پزشك بی نیاز می‌كند.
اكنون محققان دانشگاه چینی هنگ كنگ برای اولین بار به شواهدی دست یافته‌اند كه تایید می‌كند سیب حاوی آنتی اكسیدان‌های فراوانی است كه به همین خاطر مصرف آن به طور مرتب حداقل 10 درصد به عمر انسان می‌افزاید.
به گزارش خبرگزاری شینهوا، دكتر شن ـ یو چن و دستیارانش در این دانشگاه خاطرنشان كردند: مواد مضری كه در بدن تولید می‌شوند و ما آن‌ها را رادیكال‌های آزاد می‌نامیم، می‌توانند تغییرات نامطلوبی در بدن ایجاد كنند كه این تغییرات در تسریع روند پیری و نیز ابتلا به برخی از بیماری‌ها نقش دارند. از سوی دیگر موادی موسوم به آنتی اكسیدان‌ها می‌توانند با این آسیب‌ها مقابله كنند.
سیب از جمله میوه‌هایی است كه سرشار از آنتی اكسیدان‌های متنوع بوده و در این زمینه بسیار موثر و مفید است.
با وجودی كه میوه‌ها و سبزی‌های دیگر نیز حاوی آنتی اكسیدان‌های مفید هستند، اما در پژوهش اخیر معلوم شده است كه مقدار این مواد مفید در سیب بسیار بالا است و به همین خاطر حتی در افزایش طول عمر انسان نیز تاثیرگذار است.
منبع:ایسنا

نامه آبراهام لینکلن به آموزگار پسرش


 

نامه آبراهام لینکلن به آموزگار پسرش

به پسرم درس بدهید

      اوباید بداند که همه مردم عادل وهمه آنها صادق نیستند اما به پسرم بیاموزید به ازای هرشیاد انسان صدیقی هم وجود دارد به او بگویید به ازای هردشمن دوستی هم هست میدانم که وقت می گیرد اما به اوبیاموزید اگر با کاروزحمت یک دلارکاسبی کند بهترازآن است که جایی روی زمین پنج دلارپیداکندبه اوبیاموزید که از باختن پند بگیرد واز پیروز شدن لذت ببرد به پسرم بیاموزید

    در مدرسه بهتر است مردود شود اما با تقلب به قبولی نرسد به او بگویید به عقایدش ایمان داشته باشد حتی اگر همه برخلاف او حرف بزنند. به پسرم یاد بدهید که همه حرفها را بشنود وسخنی را که به نظرش درست می رسد انتخاب کند ارزشهای زندگی را به پسرم آموزش دهید اگرمی توانید به پسرم یاد بدهید که در اوج اندوه تبسم کند .

   به او بیاموزید تسلیم هیاهو نشود و اگر خود را به حق می داند پای سخنش بایستد و با تمام قوا بجنگد درکاروتدریس به پسرم ملایمت به خرج دهید اما از او یک ناز پرورده نسازید بگذارید که او شجاع باشد به او بیاموزید که به مردم اعتقاد داشته باشد

توقع زیادی است اما ببینید که چه میتوانید بکنید

پسرم کودک کم سال بسیار خوبی است

شعر مادر از ابوالقاسم حالت

مادر ای مادر عزیز که جانم فدای توقربان مهربانی و لطف و صفای توهرگز نشد محبت یاران و دوستانهم پایه محبت و مهر و وفای تومهرت برون نمی رود از سینه ام که هست این سینه خانه تو و این دل سرای توای مادر عزیز که جان داده ای مراسهل است اگر که جان دهم اکنون به پای توخشنودی تو مایه خشنودی من استزیرا بود رضای خدا در رضای توگر بود اختیار جهانی به دست منمی ریختم تمام جهان را به پای تو


باران

ادامه نوشته

کو کب خانم

تصاویری از فارسی قدیم دبستان

ادامه نوشته

یادش بخیر کلاس اول دبستان

نوشت افزار زمان ما

ادامه نوشته

یادی از گذشته رنج وگنج وبهترین ارمغان

رنج وگنج
ادامه نوشته

ابشار زیبای روستا ی پیران

ابشار پیران درسمت شمال شرقی روستاقراردارد این آبشار دردوضلع شرقی وغربی ازدامنه کوه پایین می ریزد مهمترین این آبشار ضلع غربی آن است که آب این آبشار را چشمه کانی رش kanirash) ) یاچشمه سیاه درمنطقه داراب تأمین می کند این ابشار خود به سه آبشار فرعی به نامهای آبشار اول ودوم وسوم تقسیم می شود درمحل آبشار دوم استخرزیبایی به صورت طبیعی وبکر قرارگرفته است که محل مناسبی برای شناوآب تنی می باشد درحوالی این استخر جلبک ها وسایر گیاهان همیشه سرسبزووحشی قرار داردکه توجه هربیننده رابه خودجلب می نمایددرکناره های آبشار نیز دالان های بسیارزیبا وطبیعی قرارداردکه جایگاه امنی برای پرندگان وحشی وکبوترها وپرستوها .....می باشد0 از همه مهمترنسیم زنده وملایمی است که باریزش آب دل هرانسانی رابه تب وتاب وامی داردوصدای بال پرندگان است که چشم هربیننده راخیره می نماید0 گویی تصویری ازبهشت راملاحظه می نمایید. رگه های سنگهاوتصاویرونقش ونگارهای طبیعی حاشیه ها ی آبشار نیز حکایت ازقدمت چند هزارساله دارد درحوالی آبشاراول نیز ریزش ناگهانی آب وسروصدای شرشرآن قلب های خسته وکوفته رابه تبش وامی دارد وچشمان فروهشته رابه جستجو وگردش پویا می نماید0

این سرسبزی ونشاط  نسیم دلنوازوطبیعت پویامحدود به فصل خاصی ازسال نمی باشد چراکه همچون مردمانش سرسبز وبانشاط است

روتابنگری وبنگرتا.......................................

گذر الوند از دل پیران

رودخانه الوند که سراب آن ازدل کوههای دالاهوسرچشمه گرفته وپس ازعبور ازکوههای پرپیچ وخم دالاهو وگذرازمنطقه ریجاب وارد دهانه تنگه پیران می شود ودارای حوضچه های متعددباعمق سه مترمی باشد 0بستررودخانه ازعمق دره به سمت پایین به صورت شیب متناسب بوده که موجب به وجود آمدن آبشارهای متعددی درطول مسیر شده است ودراطراف آن درختان گردو- بلوط- انار- انجیر-مو وبید وگوجه سبزوجود داردوزیبایی منحصر به فردی به تنگه پیران وهمچنین دشت پیران بخشیده است درزمستان وبهار باملحق شدن سیلابهای کوههای دالاهو وکوههای اطراف رودخانه ودیگر جویهای فرعی آب بسیارفراوانی داردبه نحوی که بخش وسیعی ازحواشی خودرادربرگرفته وبعضاً موجب تخریب درختان جوا نب خودش می گرددآبشارهای که درطول مسیر حرکت الوند درتنگه پیران به وجود آمده زیبایی خاص وبدیعی به طبیعت وچشم انداز این منطقه ارزانی نموده است 0 شگفتی ودل نوازی وچشم نوازی رودخانه بیشتر به این دلیل است که ازمیان باغات انبوه پیران عبور می کند وشایدازورودش تاانتهای منطقه پیران درسایه مصفای باغات مسیرش راطی کند ودرکمترجایی نور نوازش گرخورشید رادرآینه وجودش ببیند0

الوند پس ازمشروب ساختن اراضی زراعی وباغات پیران وعبورازشهرهای سرپل ذهاب وقصرشیرین وارد خاک عراق می شود0

 

تلاش کشاورزان روستا جهت ابیاری

یاد بادان روزگاران یاد باد

فرازهائی از نامه چارلی چاپلین به دخترش ژرالدين!

فرازهائی از نامه چارلی چاپلین به دخترش ژرالدين!

دخترم:
در گوشه ای بنشين ٬ نامه ام را بخوان و به صدای پدرت گوش فرا دار .
من پدر تو چارلی چاپلين هستم .

دخترم:
من طعم گرسنگی را چشيده ام . من درد بی خانمانی را چشيده ام . و از اينها بيشتر ٬ من رنج آن دلقک دوره گردی را که اقيانوسی از غرور در دلش موج می زد ٬ اما با سکهً صدقهً رهگذر خودخواهی آن غرور را می خشکاند را احساس کرده ام
دخترم:
نيمه شب هنگامی که از سالن پر شکوه تأتر بيرون ميايی ٬ آن تحسين کنندگان ثروتمند را يکسره فراموش کن ٬ اما حالِ آن راننده تاکسی را که ترا به منزل می رساند ٬ بپرس ٬ حال زنش را هم بپرس.... و اگر آبستن بود و پولی برای خريدن لباس بچه اش نداشت ٬ چک بکش و پنهانی توی جيب شوهرش بگذار .
هنر پیش از آنکه دو بال برای پرواز به آدم بدهد ، اغلب دو پای او را نیز می شکند
دخترم:
من خواهم مرد و تو خواهی زیست . امید من آن است که هرگز در فقر زندگی نکنی ، همراه این نامه یک چک سفید برایت می فرستم .هر مبلغی که می خواهی بنویس و بگیر . اما همیشه وقتی دو فرانک خرج می کنی ، با خود بگو : " دومین سکه مال من نیست ." این باید مال یک فرد گمنام باشد که امشب یک فرانک نیاز دارد

دخترم:
دل به زر و زیور نبند٬ زیرا بزرگترین الماس این جهان آفتاب است و خوشبختانه ٬ این الماس بر گردن همه می درخشد
.......اما اگر روزی دل به آفتاب چهره مردی بستی ، با او یکدل باش
دخترم:به روی صحنه ، جز تکه ای حریر نازک ، چیزی بدن ترا نمی پوشاند . به خاطر هنر می توان لخت و عریان به روی صحنه رفت (اما می توان ) پوشیده تر و باکره تر بازگشت . اما هیچ چیز و هیچکس دیگر در این جهان نیست که شایسته آن باشد که دختری ناخن پایش را به خاطر او عریان کند
برهنگی ، بیماری عصر ماست ، (حتما خواهی گفت ) من پیرمردم و شاید که حرفهای خنده دار می زنم
اما به گمان من ، تن عریان تو باید مال کسی باشد که روح عریانش را دوست می داری
بد نیست اگر اندیشه تو در این باره مال ده سال پیش باشد . مال دوران پوشیدگی . نترس ، این ده سال ترا
پیر تر نخواهد کرد.......
سوئیس1963
چارلی چاپلین            باتشکر ازدوست خوبم اقای فرهاد محمدی که زحمت این مطلب را کشیده بودند
 

هشت موضوع شگفت انگیز از زندگی آلبرت انیشتین

 

هشت موضوع شگفت انگیز از زندگی آلبرت انیشتین

هشت موضوع شگفت انگیز از زندگی آلبرت انیشتین که شما آنان را نمی دانستید. بله، همگی ما می دانیم که انیشتین این فرمول (e=mc2) را کشف کرد. اما واقعیت آن است که چیز های کمی در مورد زندگی خصوصیش می دانیم، خودتان را با این هشت مورد، شگفت زده کنید!

1- او با سر بزرگ متولد شد

وقتی انیشتین به دنیا آمد او خیلی چاق بود و سرش خیلی بزرگ تا آنجایی که مادر وی تصور می کرد، فرزندش ناقص است، اما بعد از چند ماه سر و بدن او به اندازه طبیعی باز گشت.

2- حافظه اش به خوبی آنچه تصور می شود، نبود

مطمئناً انیشتین می توانسته کتاب های مملو از فرمول و قوانین را حفظ کند، اما برای به یاد آوری چیز های معمولی واقعاً حافظه ضعیفی داشته است. او یکی از بدترین اشخاص در به یاد آوردن سالروز تولد عزیزان بود و عذر و بهانه اش برای این فراموشکاری، مختص دانستن آن ( تولد ) برای بچه های کوچک بود.

3- او از داستان های علمی- تخیلی متنفر بود

انیشتین از داستان های تخیلی بیزار بود. زیرا که احساس می کرد، آنها باعث تغییر درک عامه مردم از علم می شوند و در عوض به آنها توهم باطلی از چیزهایی که حقیقتاً نمی توانند اتفاق بیفتند می دهد.
به بیان او "من هرگز در مورد آینده فکر نمی کنم، زیرا که آن به زودی می آید." به این دلیل او احساس می کرد کسانی که به طور مثال بشقاب پرنده ها را می بینند باید تجربه هایشان را برای خود نگه دارند.

4- او در آزمون ورودی دانشگاه اش رد شد

در سال 1895 در سن 17 سالگی، انیشتین که قطعاً یکی از بزرگترین نوابغی است که تاکنون متولد شده، در آزمون ورودی دانشگاه فدرال پلی تکنیک سوئیس رد شد.
در واقع او بخش علوم و ریاضیات را پشت سر گذاشت ولی در بخش های باقیمانده، مثل تاریخ و جغرافی رد شد. وقتی که بعد ها در این رابطه از او سوال شد؛ او گفت: آنها بینهایت کسل کننده بودند، و او تمایلی برای پاسخ دادن به این سوالات را در خود احساس نمی کرد.

5- علاقه ای به پوشیدن جوراب نداشت

انیشتین در سنین جوانی یافته بود که شصت پا باعث ایجاد سوراخ در جوراب می شود. سپس تصمیم گرفت که دیگر جوراب به پا نکند و این عادت تا زمان مرگش ادامه داشت.
علاوه بر این او هرگز برای خوشایند و عدم خوشایند دیگران لباس نمی پوشید، او عقیده داشت یا مردم او را می شناسند یا نمی شناسند. پس این مورد قبول واقع شدن ( آن هم از روی پوشش ) چه اهمیتی می تواند داشته باشد؟

6- او فقط یک بار رانندگی کرد

انیشتین برای رفتن به سخنرانی ها و تدریس در دانشگاه ، از راننده مورد اطمینانش کمک می گرفت. راننده وی نه تنها ماشین او را هدایت می کرد، بلکه همیشه در طول سخنرانی ها در میان شنوندگان حضور داشت.
انیشتین، سخنرانی مخصوص به خود را انجام می داد و بیشتر اوقات راننده اش، به طور دقیقی آنها را حفظ می کرد.
یک روز انیشتین در حالی که در راه دانشگاه بود، با صدای بلند در ماشین پرسید: چه کسی احساس خستگی می کند؟
راننده اش پیشنهاد داد که آنها جایشان را عوض کنند و او جای انیشتین سخنرانی کند، سپس انیشتین به عنوان راننده او را به خانه بازگرداند.
(عدم شباهت آنها مسئله خاصی نبود. انیشتین تنها در یک دانشگاه استاد بود، و در دانشگاهی که وقتی برای سخنرانی داشت، کسی او را نمی شناخت و طبعاً نمی توانست او را از راننده اصلی تمیز دهد.)
او قبول کرد ، اما کمی تردید در مورد اینکه اگر پس از سخنرانی سوالات سختی از راننده اش پرسیده شود ، او چه پاسخی خواهد داد، در درونش داشت.
به هر حال سخنرانی به نحوی عالی انجام شد، ولی تصور انیشتین درست از آب در آمد. دانشجویان در پآیان سخنرانی انیشتین جعلی شروع به مطرح کردن سوالات خود کردند.
در این حین راننده باهوش گفت:"سوالات به قدری ساده هستند که حتی راننده من نیز می تواند به آنها پاسخ گوید" سپس انیشتین از میان حضار برخواست و به راحتی به سوالات پاسخ داد به حدی که باعث شگفتی حضار شد.

7- الهام گر او یک قطب نما بود

انیشتین در سنین نوجوانی یک قطب نما به عنوان هدیه تولد از پدرش دریافت کرده بود.
وقتی که او طرز کار قطب نما را مشاهده می نمود، سعی می کرد طرز کار آن را درک کند. او بعد از انجام این کار بسیار شگفت زده شد. بنابراین تصمیم گرفت علت نیروهای مختلف در طبیعت را درک کند.

8- راز نهفته در نبوغ او

بعد از مرگ انیشتین در 1955 مغز او توسط توماس تولتز هاروی برای تحقیقات برداشته شد.
اما این کار به صورت غیر قانونی انجام شد. بعدها پسر انیشتین به او اجازه تحقیقات، در مورد هوش فوق العاده پدرش را داد.
هاروی تکه هایی از مغز انیشتین را برای دانشمندان مختلف در سراسر جهان فرستاد. از این مطالعات دریافت می شود که مغز انیشتین در مقایسه با میانگین متوسط انسان ها، مقدار بسیار زیادی سلول های گلیال که مسئول ساخت اطلاعات هستند داشته است. همچنین مغز انیشتین مقدار کمی چین خوردگی حقیقی موسوم به شیار سیلویوس داشته، که این مسئله امکان ارتباط آسان تر سلول های عصبی را با یکدیگر فراهم می سازد.
علاوه بر این ها مغز او دارای تراکم و چگالی زیادی بوده است و همینطور قطعه آهیانه پایینی دارای توانایی همکاری بشتر با بخش تجزیه و تحلیل ریاضیات است.

ضرب المثل

سيلابي از كوهستان جاري شده بود و از رودخانه مي گذشت . مرد بي نوائي از آنجا عبور مي كرد ، چيزي در آب شناور ديد و فكر كرد خيك يا پوستيني در آب شناور است

مرد لخت شد و خودش را به آب زد به اين اميدكه آنرا بگيرد و با فروشش چيزي براي خود بخرد

ولي آنچه سيلاب آورده بود نه پوستين بود و نه خيك روغن ، بلكه يك خرس زنده بود كه در سيلاب گرفتار شده بود

خرس دست و پا مي زد تا دستش را به چيزي بند كند . همين كه مرد نزديك شد و دستش را دراز كرد كه پوستين را بگيرد ، خرس براي نجاتش به او چسبيد . مردم ديدند كه مرد نيز همراه سيل پيش ميرود فرياد زدند : اگر نمي تواني پوستين را بياوري ولش كن و برگرد .

مرد جواب داد : بابا ، من پوستين را ول كردم ، پوستين مرا ول نمي كند .

اين مثل هنگامي استفاده ميشود كه فردي به اميد سودي در كاري دخالت كند و در آن گرفتار شود . و اگر كسي به او نصيحت كند كه از خير اين كار بگذر براي دفاع از خود اين مثل را استفاده مي كند .