دروغ

دروغ
روانشناسان به ما میگویند که به این دلیل دروغ میگوییم که از عواقب گفتن حقیقت بیم داریم. احساس گناه بار سنگینی بر دوش افراد میگذارد به همین دلیل مردم دروغ میگویند که ناتوان دیده نشوند یا کسی از دستشان عصبانی نشود.
اول از همه اینکه، دروغ گفتن نیاز تلاش بیشتری نسبت به راست گفتن دارد.
برای اینکه دروغتان را باور کنند، باید با آن دروغ زندگی کنید، که به این معنی است که اول خودتان آن دروغ را باور کنید. فریب دادن خودتان کاری استرسزا است چون به خاطر آوردن حقیقت چیزی خیلی راحتتر از به خاطر آوردن جزئیات یک دروغ است. اگر درمورد موقعیتی که به آن دروغ منتهی شده از شما سوال شود، باید حرفهایتان یکدست باشد حتی اگر فردمقابل شما را به چالش بکشد و بخواهد به شما اثبات کند که دروغ میگویید. ذهنی تیزبین و دقیق میخواهد که بتواند از هر دروغی طوری پشتیبانی کند که لو نرود. حتی قانعکنندهترین دروغگوها هم مدام نگران این هستند که دروغشان فاش نشود
دروغ گفتن نه تنها رفتاری ضداجتماعی است، دروغگوها معمولاً خودشان هم ضداجتماع میشوند. اگر دور و بر کسانیکه به آنها دروغ گفتهاند باشند، از آن آدمها کمکم متنفر میشوند.
جای تعجب نیست که دروغ روابط کاری، ازدواج و دوستیهای شما را خراب کند. اگر دروغی از شما فاش شود، اعتبار و آبروی شما به زیر صفر خواهد رفت. به خاطر همین از دست دادن اعتبار و دوستان است که افراد دروغگو دچار افسردگی میشوندوهمین اضطرابهاست که باعث میشود دچار زخممعده و سردرد شوید، نتوانید خوب بخوابید و پارانویا بگیرید.
همیشه صداقت بهترین سیاسته چون راستگویی باعث میشه نگرش افراد مثبت و مردم اعتمادشون بیشتر و تاثیرگذارتر باشند .
یادتان باشد، دروغتان چه مصلحتی باشد، چه اغراق کردن یک چیز یا چه یک دروغ کامل درست و حسابی، هرچه که باشد یک دروغ است.
خیلی وقتها نمیفهمیم که چیز سادهای مثل انتخاب کلماتی که بر زبان میآوریم، میتواند باعث مریض شدن ما شود اما حقیقت دارد. دروغ زندگی و سلامتی شما را بر هم میزند اما حقیقت بدن و روحتان را تقویت میکند.پس به خاطر سلامتی خودتان هم شده صادق باشید.
آرمان های بزرگ همت های بلند می طلبد اولین گام است که دشوار است هرروز کمی بیش ازآن که فکر می کنید می توانید انجام دهید